الشيخ علي المشكيني
39
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)
ما با شمشير حق آن چنان بر فرق باطل بكوبيم كه مغزش متلاشى شود و راهى ديار عدم و نيستى گردد . آرى ، آنها به همه ماسوى اللَّه نه گفتند . هواى نفس نه ، هوس نه ، منيت نه ، عقايد انحرافى نه ، اخلاق رذيله نه ، پندار و گفتار و كردار ناروا و هر پليدى نه ، و هر غير حق نه ، و هر طاغوت نه ، و هر استبداد و استثمار نه ، و هر سلطه جويى و سلطه پذيرى نه ، و بالاخره : لا إله الا هو و لا معبود غيره . على عليه السلام مىفرمايد : ابْتَعَثَ فِيهِمُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ لِيَعْقِلَ الْعِبَادُ عَنْ رَبِّهِمْ مَا جَهِلُوا وَ عَرَفُوهُ بِرُبُوبِيَّتِهِ بَعْدَ مَا أَنْكَرُوا وَ يُوَحِّدُوهُ بِالْإِلَهِيَّةِ بَعْدَ مَا عَنَدُوا ؛ « 1 » خداوند طايفه انبيا را برانگيخت كه مردم را به رحمت بالغه حق بشارت و از عذابش بيم دهند كه هالكان راه باطل و سالكان راه حق هر دو به حجت خويش آشنا شوند و عذرى بر احدى باقى نماند . بدان جهت برگزيديم كه پليدى جهل و نادانى از محوطه مغز بشر زدوده گردد و مقام شامخ ربوبيت حق را دريابند و از لجنزار انحراف و انكارشان رها شوند ، توحيد را پس از آن كه بر افكار وجودشان شرك و نفاق حكومت داشت فرا گيرند . و نيز مىفرمايند : خداى بزرگ از اين طايفه در برابر ابلاغ همه شؤون وحى پيمان استوار گرفت و بر تبليغ مأموريت خويش مسئوليت امانت را بر عهده آنها نهاد و پياپى ، به دنبال هم ، در تعقيب اين امر آنها را موكل فرمود . آنها مردم را از حقايق مرموز و وجدان و اسرار نهفته فطرت آگاه ساختند . و سپس به همان ثروت معنوى مكنون خويش پيمان گرفتند و به صراحت گفتند كه شما بشرها چنين فطرتى را داريد و بايد از آن غفلت ننماييد . آنها هزاران دليل و حجت بر مدعاى خويش اقامه كردند و تمام خزاين معارف و صفات و دفاين گنجينههاى معجون در ذات انسان را با بيان بليغ
--> ( 1 ) علل الشرائع ، ج 1 ، ص 119 .